«تو، اورانیا، سر در نمیآری، هرچند خیلی چیزها از آن دوران فهمیدهای. در آغاز بعضی چیزها رخنهناپذیر بهنظر میآمد، اما بعد از خواندن، گوش دادن، تحقیق کردن فکر کردن بالاخره توانستی سر دربیاوری که چطور میلیونها آدم، له شده زیر بار تبلیغات و نبود اطلاعات، خو کرده بهتوحش بهزور ِتلقین و انزوا، محروم از اراده آزاد و حتی از کنجکاوی، بهسبب ترس و عادت بهبردهگی و چاپلوسی، قادر بودند تروخیو را پرستش کنند.»
سور بُز، ماریو بارگاس یوسا، ترجمه عبدالله کوثری، نشر علم، چاپ اول 1381
. رمانی سیاسی درباره حوادث سیاسی دهههای پنجاه و شصت دومینیکن؛ درباره سالها حکومت دیکتاتوری رافائل لئونیداس تروخیو مولینا [Rafael Leonidas Trujillo Molina]. در این روزها خواندن این رمان چیز دیگریست. روایتی مسحورکننده و جذاب درباره دستگاه حکومتی که چیزی بیش از مرگ و خوف و خفقان از خود به یادگار نگذاشت. چگونگی به کارگیری پالروها(1) و کالیهها(2)؛ دستگیری، ربودن مخالفین، کشتن و سربهنیست کردن جنازه آنها؛ «پرتش میکنند توی اقیانوس. اینرا رییس سازمان اطلاعات ارتش میگفت. فایده این صخرهها همین است. نوکشان عین کارد تیز است. آن پایین حفره بزرگی هست که به دریا راه دارد، گود ِگود، پر از کوسه. تا چشم بههم بزنی طرف را یک لقمه کردهاند...»، و دیگر اینکه دستگاه، در کنار کشتن دشمنان، ترتیب بیآبرو شدن آنها را هم میداد...
2. [Calie]، ماموران و پلیس امنیت دولت دومینیکن.
1. [Paleros]، اراذل و اوباش مسلح بهچماق و چاقو که در خدمت دستگاه حکومتی تروخیو بودند.