ورود                    ثبت نام         Sunday, August 01, 2010
 
همايش ها مقالات        تماس با ما
جستجو در سايت
 

 
  
  Articles  
 

یوتوپیا، خانه ای روی آب



 کتاب جامعه باز و دشمنان آن کوششی است در توضیح مبانی توتالیتاریسم و فاشیسم و علل گرایش توده­ای به آن­هاست

 

. کتاب جامعه باز و دشمنان آن کوششی است در توضیح مبانی توتالیتاریسم و فاشیسم و علل گرایش توده­ای به آن­هاست. کارل پوپر در اثرش مهم­ترین علت روان­شناختی و جامعه­شناختی توتالیتاریسم را، در گریز توده­ها از وحشت آزادی و مسئولیت ناخواسته، و تمنای آنان برای امنیت می­داند. استدلال پوپر این است که پس از خروج انسان از جامعه سنتی اقتدارطلب و بسته و آغاز سنت انتقادی، شرایط و نیازهای جدیدی رخ نمود که اضطراب­ها و تنش­های عمیقی در انسان به­وجود آورد. این­چنین جامعه­ای براثر فشارهای تمدن به گسیختگی تمایل می­یابد و فرد و جامعه از آزاداندیشی به جزم­اندیشی و از آزادی به امنیت پناه می­برند. ریشه­ی گرایش به جامعه بسته، که از دیرباز درمقابل گرایش تمدن به آزادی و انتقاد پدید آمد، از دید پوپر همین است؛ تمنای مدینه­ی فاضله­ی امن و امان، تمنای جامعه­ای بسته و دور از دسترس آزادی فکر و انتقاد. واپس­گرایی و آرمان­گرایی، یعنی گریز به دامان امن سنت­های گذشته و جست­وجوی مدینه­ی فاضله در آینده، هر دو از یک جنس­اند؛ هر دو ضد دگرگونی و خواهان جامعه­ای ایستا هستند و هر دو برای ریشه­کن ­کردن اندیشه­ی آزاد به خشونت متوسل می­شوند. هر دو به توتالیتاریسم چه راست باشد و چه چپ، می­انجامند که مظهر عملی اولی فاشیسم است و دیگری کمونیسم. پوپر بر این باور بود که مبدأ فکری مارکسیسم وفاشیسم هر دو یکی است. به­نظر او سرآمد فلاسفه­ی واپس­گرا افلاطون و مهم­ترین اندیشمند آرمان­شهر آینده مارکس است. پوپر ایدئولوژی انقلابی توتالیتاریسم و مذهب اصالت تاریخ را در اندیشه افلاطون و ارسطو می­جوید؛ اقتدارگرایی افلاطون و مذهب اصالت ماهیت ارسطو بنیاد آن دو است. فلسفه­ی مدینه­ی فاضله افلاطون فلسفه­ای است برای حفظ جامعه بسته و دولت توتالیتر و جلوگیری از تغییر آن­ها. افلاطون و ارسطو منادی فلسفه غیب­گویانه­ای بودند که هگل وارث آن بود. این دو نقش اساسی در «ظهور فلسفه هگل که پدر اصالت تاریخ و توتالیتاریسم امروزی است» جامعه داشتند. در قرون وسطی نیز «منشأ تفتیش عقاید نظریه­ای افلاطونی بود.» از دیدگاه پوپر مارکسیسم «خالص­ترین، تکامل­یافته­ترین و خطرناک­ترین شکل مذهب اصالت تاریخ بوده است.» به­نظر پوپر «مارکس تأکید داشت که بین روش اصالت تاریخی خودش و هرگونه تحلیل اقتصادی به منظور برنامه­ریزی عقلانی تقابل وجود دارد.» و همین، ریشه نادیده گرفتن اهمیت سیاست در نزد مارکس است. همین نگرش مارکس باعث نظر خام و ساده­دلانه­ی او دایر بر این­که در جامعه بی­طبقه قدرت سیاسی محلی از اعراب ندارد و دولت کارکرد خود را از دست می­دهد، شده است. پوپر معتقد است پیش­گویی ظهور جامعه بی­طبقه نه تنها از مقدماتی که مارکس بیان کرده است برنمی­آید، بلکه «برای بسیاری از مردم نوعی گریز است؛ و راهی درست می­کند برای گریز از مسئولیت­های کنونی به بهشتی در آینده.»
2. بر اساس نظریات اصالت تاریخ، تاریخ بر حسب قوانین اجتناب­ناپذیر و جبری مراحلی را طی می­کند و بر حسب همان قونین، آینده جامعه قابل پیش­بینی است. به­نظر پوپر مارکسیسم تنها نمونه­ای از نظریات اصالت تاریخی است. همه نظریاتی که درپی کشف گرایش­های اجتناب­ناپذیر در فرایند تاریخ­اند، اصالت تاریخی­اند. از چنین دیدگاهی تاریخ کلیتی است که اجزای آن بر حسب قوانینی کلی به­هم وابسته­اند. از دید پوپر ایدئولوژی­های انقلابی هم اصالت تاریخی­اند و هم کل­گرایند. از آن­جا که تاریخ منطبق با طرح و نقشه می­دانند، غایت و یوتوپیایی هم برای آن تصور می­کنند. به­نظر پوپر نظریات اصالت تاریخیِ مابعدالطبیعی و فلسفی و علمی همه از یک جنس­اند. برعکس این­گونه نظریه­ها، پوپر بر آن است که تحول تاریخ تابع قوانین جبری نیست، بلکه نتیجه­ی کوشش ما برای حل مسئله­ها و رفع اشکال­ها است. تاریخ فی­نفسه واجد مقصود و غایت و تمایلی نیست، اعمال ما چنین چیزهایی بدان می­دهد. در چنین اندیشه­ای، امکان پیش­بینی تحولات جامعه و برنامه­ریزی کامل برای آن جای نمی­گیرد. چرا که از دید پوپر اعمال انسان به­طور کلی، و عمل سیاسی به­ویژه، آثاری دارد که خارج از نیت فاعل آن است. از دیدگاه انتقادی پوپر، نگرش­های یوتوپیایی یا انقلابی به تحول اجتماعی، یا مهندسی اجتماعی مبتنی بر شبه علم یا تفکر، همگی غیرعقلانی­اند. از همین­روست که کوشش در راه تحقق ایدئولوژی­های کل­گرا و یوتوپیایی و اصالت تاریخی از نظر پوپر فاجعه­آمیز و مصیبت­بار است. هم­چنان که هر قانون طبیعی غیرقطعی و ابطال­پذیر است، قوانین و فرضیات جامعه­شناختی نیز، حتی وقتی شواهد فراوانی دارند، باید در معرض آزمون ابطال قرار گیرند. از همین­جا آشکار می­شود که تحقق خواست­های یوتوپیایی برای بازسازی کل جامعه ناممکن است. به­عقیده­ی پوپر با اعمال هر نظم تازه بر روابط اجتماعی، مجموعه­ای از روابط اجتماعی جدید ایجاد می­شود که بازهم باید منظم شوند. این­که نگرش یوتوپیایی به مهندسی اجتماعی ممکن نیست از نقص و نارسایی نگرش­های کل­گرا در علوم­ اجتماعی استنتاج می­شود، زیرا این علوم خصلت گزینشی و جزئی مشاهدات را نادیده می­گیرند؛ و فرض را بر امکان مطالعه کلیت اجتماعی می­گذارند. از این­رو در اندیشه پوپر، ایدئولوژی­های یوتوپیایی و انقلابی که درپی تأسیس جهانی بدیع و بی­سابقه­اند خیالی­اند، زیرا امر نو و بی­سابقه به­کلی ناممکن است؛ هر آینده­ای ریشه در حال و گذشته دارد. ساختن مدینه­ی فاضله­ی بی­سابقه غیرممکن است، زیرا تنها کاری که می­توان انجام داد این است که بر روی وضع موجود کار شود و تغییراتی در آن به­وجود آورد. معتقدان به یوتوپیا به تغییرات جزئی رضایت نمی­دهند و خواستار دگرگونی کل ساختار جامعه­اند. به دیگر سخن، آن­ها دچار این تناقض­اند که می­خواهند قبل از آن­که چیزی را در جزئیات تغییر دهند، کل نظام را دگرگون کنند. در کنار این، طرف­داران مدینه­ی فاضله مدعی اشراف و علم کامل به جامعه­اند، که این خود ممکن و متصور نیست. ایجاد جامعه­ی کاملا نو و بی­سابقه مستلزم تخریب وضع موجود است، اما ویران کردن وضع حاکم به­معنی ناممکن شدن هر عملی است.
 

 


Written By: admin .
Date Posted: 10/6/2009
Number of Views: 472

Return

  
همکاران مؤسسه

دکتر سيد جواد طباطبائي

 

دکتر یوسف مولایی

دکتر موسی غنی نژاد

دکتر مرتضی مردیها

 

 مراد فرهادپور

دکتر محمد دهقانی

 محمد بهارلو

دکتر مجید مددی

 

 امید مهرگان

 

مازیار اسلامی

علی روحانی

دکتر ابوالفضل دلاوری

دکتر قطب الدین صادقی

بابک احمدی

دکتر سارا شریعتی

دکتر مسعود نیلی