اولين جلسه از جلسات نظريههاي معاصر فيلم به مبحث نقد روانكاوانه در سينما اختصاص يافت و طي سه جلسه بعدي به خوانش تعدادي فيلم بر مبناي اين نقد پرداخته خواهد شد.
در اين جلسه پس از توضيح درباره شكلگيري نقد روانكاوانه، مباني فكري آن كه بر پايهي انديشههاي فرويد استوار است شرح داده شد. در دهه 1970 كه دوران شكلگيري اين رويكرد نقادانه است، آراء فرويد و لكان به مباحث نظري سينما راه پيدا ميكند و در خوانش فيلمها نقش اصلي را به عهده ميگيرد. پايگاه اين مباحث نظري مجله «اسكرين» بود كه تحت تأثير آراء و انديشههاي فرويد، لكان و آلتوسر به شرح و بسط اين نظريه پرداخت و نقد روايت سينماي كلاسيك هاليوود را وجههي همت خود قرار داد. در اين ديدگاه، نظم موجود در روايت سينماي كلاسيك، نظمي پدرسالارانه و محافظهكار تلقي ميشود و همين سبب اين نوع سينما سركوبكنندهي نظام ارزشيِ زنان و اعتبار و منزلت آنان قلمداد ميگردد. بر همين اساس اين منتقدان سينماي ضدروايي را به عنوان آلترناتيوي براي در هم شكستن سنتهاي موجود در سينماي آمريكا ارائه كردند و با رويكردي افراطي تمام فيلمهاي هاليوودي را به خاطر وجود نظم روايي مبتني بر نظام پدرسالاري مردود و مطرود اعلام نمودند. پس از ارائه نقدهاي وارده بر اين ديدگاه افراطي آقاي اسلامي به خوانش روانكاوانهي فيلم «گاو خشمگين» به كارگرداني مارتين اسكورسيسي پرداختند. در اين قسمت بحث، جيكلاموتا شخصيت اصلي فيلم براساس چهار نوع پارانويا كه در تقسيمبندي فرويد مطرح ميشود مورد بررسي و پژوهش قرار گرفت و به گذار اين شخصيت از يك نوع پارانويا به نوعي ديگر در طول فيلم اشاره شد. جلسه با پرسش و پاسخ درباره فيلم «گاو خشمگين» و اهميت نقد روانكاوانه در سينما خاتمه پيدا كرد.
گزارش از : کیانوش اخباری / دانش پژوه موسسه مطالعات سیاسی اقتصادی پرسش