جلسه اول از جلسات «لوئيس بونوئل: فيلمسازي در تبعيد و پدرو آلمودووار: ملودرام حسرت» با گفتگو درباره سينماي بوتوئل آغاز شد.
در ابتدا آقاي مازيار اسلامي درباره خودبونوئل، فيلمسازياش در كشورهاي گوناگون و در تبعيد و مخاطراتي را كه در اين راه از سرگذرانده است صحبت كردند. از اين منظر لوئيس بونوئل به تعبير آقاي اسلامي همچون «برتولت برشت» به عنوان نماد و سمبل قرن بيستم معرفي شد؛ فيلمسازي كه به خاطر گسستن از همه نهادها و سازمانهاي حكومتي، دولتي و مذهبي همواره به نقد جامعهي سرمايهداري و فساد موجود در كليسا و مناسبات مسيحيت پرداخته و با استقلال فكري و عملي از جريانهاي فاسد حاكم بر جوامع بورژوازي به مصداقي براي همان هنرمند متعهدي كه «دريدا» ابيان ميدارد، بدل گشته است. بونوئل در فيلم «سگ آندلسي» با آن تصوير معروف بريده شدن چشم با يك تيغ ريش تراشي، تمام انتظار تماشاگران را از تخيل و فانتزي سينما برهم ميزند و با آشفتن ذهنيات تماشاگر. شكل ديگري از نگريستن را عرضه ميدارد و از اين جهت نيز به فيلمسازي آنارشيست بدل ميگردد كه از قواعد موجود به هر طريقي تخطي ميكند. در ادامه به تحليل و بررسي فيلم «بل دوژور» (BELLE DE JOUR) پرداخته شد كه در واقع اين فيلم نيز همچون بسياري از آثار بونوئل نقد جامعه سرمايهداري است و پيوند تنگاتنگي كه اين مقوله با مسيحيت دارد. در اين فيلم شخصيت اصلي« سورين» زني از طبقه بورژواست كه با وارد شدن به يك روسپي خانه به اين شكل زندگي روي ميآورد و روسپيگريِ او در زمان مشخص از روز و در كنار زندگي بورژوازياش در واقع همان فساد پنهان جامعه بورژوازي است كه بونوئل معتقد است همواره در متن اين زندگي قرار دارد.
ادامه جلسه با گفتگويي بيشتر درباره فيلم و خوانش روانكاوانهي آن همراه بود. جلسه آينده به فيلم «جذابيت پنهان بورژوازي» پرداخته خواهد شد و دو جلسه آخر ترم نيز سينماي پدروآلمودووار موضوع تحليل و بررسي قرار خواهد گرفت.